02 Jan 09
مرتیکه خر، نشسته ای صبح جمعه، زل زده ای به این گودر زهرماری و “شب، سکوت، کویر” گوش می دهی و سرت را عین اسب تکان می دهی به چپ و راست و دلت را پر از غم می کنی، بی خودی، که چی؟
01 Jan 09
عشق، یعنی دو نفری با یه قاشق غذا بخورین، ازدواج، یعنی تو دو تا اطاق جدا غذا بخورین
29 Dec 08
Everyone Says I Love You
Everyone Lies
26 Dec 08
تقصیر خودته، از بس که خری، تا دهن واز می کنی تموم دندوناتو می شمارن، خفه شو خو
24 Dec 08
آدم با هر خری که زر میزنه دهن به دهن نمیشه که، ذهنشو درگیر نمیکنه که. آدم شو یه کمی
17 Dec 08
موهايت بوي دريا مي دهد…بوی دریا … زن، اين را گفت و با تكرارش، به خودش، و به عشقش تقدس بخشيد
17 Dec 08
دلم از نور كه خالي می شود، كبريت مي كشم و مي سوزانم، هرچه همهمه و سكوت است
12 Dec 08
یه وبلاگ می سازم، اسمشم میزارم “وبلاگ بی صاحاب” توش هر چی دلم بخواد میگم
07 Dec 08
بی شعور…، آهنگ نزار تو وبلاگت، یا اگه میزاری خفه اش کن تا هر کی دلش خواست پلی کنه.
25 Nov 08
لعنت به پاییز، که هرچه کرد او کرد